السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

70

تفسير الميزان ( فارسي )

احكام فرعى را كه تمامى قوانين مربوط به حركات و سكنات فردى و اجتماعى انسانى را متضمن است بر خلاف ساير قوانين و استثنا احتياج به حافظ و كسى كه آن طور كه شايد و بايد آن را نگهدارى كند ندارد ، و يا توهم كند كه مجتمع اسلامى استثناء و بر خلاف همه مجتمعات انسانى بىنياز از والى و حاكمى است كه امور آن را تدبير و اداره نمايد ، كيست كه چنين توهمى بكند ؟ ! و اگر كرد جواب كسى را كه از سيره رسول اللَّه ( ص ) بپرسد چه مىگويد ؟ ! زيرا رسول اللَّه ( ص ) سيره اش بر اين بود كه هر وقت به عزم جنگ از شهر بيرون مىرفتند كسى را به جانشينى خود و به منظور اداره امور اجتماعى مسلمين جاى خود مىگذاشتند ، كما اينكه على بن ابى طالب ( ع ) را در جنگ تبوك جانشين خود در مدينه قرار دادند ، على ( ع ) هم كه عشق مفرطى به شهادت در راه خدا داشت عرض كرد : آيا مرا خليفه و جانشين خود در مدينه قرار مىدهى ؟ با اينكه در شهر جز زنان و كودكان كسى باقى نمانده ؟ ! پيامبر فرمود : آيا راضى نيستى كه نسبت تو ، به من نسبت هارون باشد به موسى ، با اين تفاوت كه بعد از موسى ( ع ) پيغمبرانى آمدند و پس از من پيغمبرى نخواهد آمد ؟ ! . و همچنين آن حضرت در ساير شهرهايى كه آن روز بدست مسلمين فتح شده بود مانند مكه و طائف و يمن و امثال آنها جانشينان و حكامى نصب مىفرمود ، و نيز بر لشكرها چه كوچك و چه بزرگ كه به اطراف مىفرستادند امرا و پرچمدارانى مىگماردند ، اين بوده است رفتار رسول اللَّه ( ص ) در ايام حيات خود ، و چون فرقى بين آن زمان و زمان پس از رحلت آن جناب نيست ، از اين رو بايد براى زمان غيبت خود هم فكرى بكند ، و شخصى را براى اداره امور امت تعيين بفرمايد ، بلكه احتياج مردم به والى در زمان غيبت آن جناب بيشتر است از زمان حضورش ، و با اين حال چگونه مىتوان تصور كرد كه آن جناب براى آن روز مردم هيچ فكرى نكرده است ؟ ! . * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » ) * چند نكته در اين آيه شريفه هست كه به يك يك آنها اشاره مىكنيم : يكى اينكه در اين آيه رسول اللَّه ( ص ) با اينكه داراى القاب زيادى است بعنوان رسالت مورد خطاب قرار گرفته ، و اين از اين جهت است كه در اين آيه گفتگو از تبليغ است ، و مناسبترين القاب و عناوين آن جناب در اين مقام همان عنوان رسالت است ، براى اينكه به كار رفتن اين لقب خود اشاره اى است به علت حكم ، يعنى وجوب تبليغى كه بوسيله همين آيه به رسول اللَّه ( ص ) گوشزد شده است ، و مىفهماند كه رسول ، جز انجام